رمان عاشقانه

دانلود رمان آقا و خانم هیچکس از یگانه اولادی PDF

دانلود رمان آقا و خانم هیچکس از یگانه اولادی با لینک مستقیم

خلاصه رمان آقا و خانم هیچکس

درمورد هانیه ست که با مرگ خواهر و شوهر خواهرش مجبور به نگهداری دختر اون ها میشه… و در این میون پدربزرگ نیکا که قیمش محسوب میشه شرطی میزاره که هانیه توش میمونه…

قسمتی از رمان:

همه دست میزنند و او در حالیکه خودش کیک را با رقص در تاریکی میچرخاند بلند بلند میخواند: تولد تولد تولدت مبارک…مبارک مبارک تولدت مبارک…کسی شانه هایش را میگیرد و سعی میکند او را از رقصیدن متوقف کند…

: بسه دیگه… بزارش پایین شمعا آب شدن
میچرخد و با خنده میگوید: به همین راحتی؟ من تا شادباشمو …نگیرم این کیک پایین نمیاد.
مجید دست به کمر میشود و چشم و ابرو می آید: انقدری که من امروز به پای تو ریختم خرج کادوی زنم نکردم…
کیک را با یک دست میگیرد و همانطور که شانه بالا میدهد دور خودش میچرخد و همراه با آهنگ با صدای خوشش میخواند:
امشب شب ما غرق گل و شادی و شورهاز جشن ستاره آسمون یه پارچه نوره…
مجید یک تراول را با حالت خنده داری در دست او میکوبد و او با همان خنده باز میخواند: امشب خونمون پر از طنین دلنوازه تو کوچه پر از نوای دلنشین سازه…

کیک را جلوی خواهرش میگذارد و با انگشتانش برایش قلب درست میکند: عزیزم هدیهی من برات یه دنیا عشقه زندگیم با بودنت درست مثله بهشته…
شیوا با حلقه ی اشک درون چشمانش بوسه ای در هوا برایش میفرستد…
محسن کلید هالوژن ها را میزند و خانه یک جا روشن میشوند:

نور بدیم تا این هانیه ما رو لخت نکرده…
به سمتش میچرخد و چشم غره میرود: نکه تو هم خیلی دستت تو جیبت میره
روی مبل مینشیند و به پیراهن بلند زرد او نگاه میکند که یک
حلقه ی گل به همان رنگ روی موهای بلند رنگ شده اشاست… همه چیز این دختر روی مخش است… از رنگ زرد
لباسش بگیر تا آن حلقه ی گل؛ انگار کمبود دارد… مگر مراسم
حنابندانش بود که اینچنین لباس میپوشید؟
هانیه خم میشود و نیکا را از آغوش مادرش میگیرد و او را در
آغوش محسن میگذارد: نگهش دار ما میخوایم عکس بگیریم تا
…شمعو فوت نکرده
نیکا را محتاطانه نگه میدارد تا صدمه ای نبیند: تو عکس نگیر…
…عکسشون خراب میشه
روی دسته ی مبل کنار خواهرش مینشیند و دست روی شانه
اش میگذارد و دم گوشش غر میزند: برادرشوهرتو خفه کن تا
…نریدم به هیکلش
شیوا چشم درشت میکند و نگاهش میکند: هیس! زشته…
چیکارش داری؟
به مجید که آماده است عکس بگیرد با لبخند نگاه میکند و با
…حرص میگوید: رو مخمه… رو مخمهمجید عکس را میگیرد و فوری نیکا را از محسن میگیرد و
…خودش کنار شیوا مینشیند
…دم گوش خواهرش پچ میزند: اصال نمیتونم قیافشو نگاه کنم
محسن تذکر میدهد: هانیه لبت کج افتاد… دختر دو دقیقه حرف
…نزن دیگه
برایش ادا در میاورد و محسن هم فوری عکسش را ثبت میکند و
…قهقهه میزند: به به… این عالی شد
هانیه به مادرش که آن طرف مجید نشسته نگاه میکند: مامان رو
…موهات دست بکش پفش بخوابه
دوباره ژست میگیرد و به محسن نگاه میکند: حاال بگیر… یک دو
…سه بگو
عکسشان با هزار مسخره بازی باالخره گرفته میشود و مینو
فوری به سمت هانیه میرود: حاال نوبت خانواده ی ماست… تو برو
…عکس بگیر

نام رمان: آقا و خانم هیچکس نویسنده: یگانه اولادی تعداد صفحات: 1078



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

‫3 دیدگاه ها

  1. سلام
    خیلی تشکر میکنم بابت سایت بسیار خوبتون . من واقعا خیلی خوشم اومد از این سایت .تنها سایتی که همه رمانهاشو رایگان میزاره.
    فقط میخواستم بپرسم اگر من درخواست چندتا رمان بدم میتونید رایگان بزارید توی سایت ؟؟؟
    ممنون میشم اگر زودتر جواب بدین ؟؟
    (البته اینم بگم که شاید تعداد رمانهای درخواستیم یکم زیاد باشه.)

      1. خیلی خیلی ممنونم .
        بهشت کلوچه ای من (این بیشتر از همه برام مهمه)–عشق آمازونی جلد دوم–سرباز انتقام–نقره داغ–فاحشه چشم آبی و جلد دومش دکتر من–ريیس همه مجنون تو –دانشجوی شیطون بلا جلد اول–خاطره جلد دوم –ارباب زاده مغرور من جلد دوم– پسر بد(پژمان و نگار)– دختران مثبت در همسایگی پسران منفی– اپلاسیون –ماساژور– همخواب شیطان–حاملگی اجباری –عشق و شهرت (جلد دومه نوای شب)–هاسکی مرد عجیب من –مردی که به زانو در آمد–حسابدار زیبا–بچرخ تا بچرخیم (از محیا داودی)–دکتر پرستار مغرور–پارتی پر دردسر –پرنسس کوچک –شاهدخت پسرنما–خانوم معلم جذاب–فرار ارباب زاره(جلد دومه موسرخه و ارباب اتابک)–مرد وحشی
        واقعا ببخشید میدونم خیلی زیاده تازه بیشتر هم بودن اما همینارو هم بزارید واقعا لطف میکنید اخه خیلیییی وقته دنبالشونم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *