رمان عاشقانه

دانلود رمان اموروفیلیا از ساحل PDF

دانلود رمان آموروفیلیا از ساحل با لینک مستقیم

خلاصه رمان آموروفیلیا

وزنمو روی پاهام جا به جا کردم.قلبم داشت میومد تو دهنم.هیچوقت تو اجتماع نبودم و این اولین بار بود تنهایی اومده بودم بیرون.نگاهش رو صورتم چرخیدو از صورتم روی بدنم چرخید.روی سینه هام مکث کرد و گفت:
-واقعا ۱۸ سالته؟
-تو مدارکم اینطور نوشته.خودمم واقعا نمی دونستم 18 سالمه یا نه.اما طبق مدارک ممکنه سنم کمتر باشه اما بیشتر نیست.

قسمت دیگری از رمان:
از ترس بدنم شروع کرد به لرزیدن…سریع خودمو جمع و جور کردمو گفتم:
-اگه نمیخواین این کارو به من بدین لطفا مدارکمو بدین من برم.پوزخندی زدو گفت:
– باشه دخترجون فقط میخواستم امتحانت کنم.از فردا بیا سر کارت.کسی جز تو برای تمیز کردن گچبری ها نداریم.این عمارتم ۱۲۰ تا گچبری منقوش داره
یعنی حسابی کار داری.با این حرف پشت میزش نشست وگفت:دخترای جوون با ظاهر نصف تو توی بار کار می کنن و دو برابر تو درمیارن! اونوقت تو می خوای این کارو کنی!واقعا عجیبه.
آب دهنمو غورت دادمو گفتم: من تو شلوغی حالم بد میشه.یه ابروشو بالا انداخت و گفت:اگه مارتا برات توصیه نامه ننوشته بود بهت شک می کردم.

این پا اون پا کردم.تو مکالمه های اینجوری نمیدونستم باید چی بگم.سوالی نگاهم کرد که گفتم:
_میشه از امروز کارمو شروع کنم؟من به حقوقم نیاز دارم.
پوفی کرد و مدارکمو گذاشت تو پوشه و گفت:
باشه…اما از فردا ساعت کاری 8 صبحه نه ده صبح یادت نره …

چشمی گفتم و پشت سرش راه افتادم.از راهرو شلوغی رد شدیم و نگاه همه خدمت کارها رو روی خودم حس کردم.لعنت به من و موهای زیادی روشنم!یا شایدم چشمام که آبی و طوسی بود؟یا سینه هام که نسبت به اندامم کمی بزرگ بود.شایدم باسنم…

هرچی بود من…انگار تو قالب درستی نبودم.ظاهرم زیادی جلب توجه میکرد.حتی با لباس های کهنه

نام رمان: آموروفیلیا نویسنده: ساحل تعداد صفحات: 726



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *