رمان عاشقانه

دانلود رمان آن روی سکه از باران PDF

دانلود رمان آن روی سکه از باران با لینک مستقیم

خلاصه رمان آن روی سکه

بالخره زنگ تفریح زده شد و مثل همیشه تو محوطه ی مدرسه دنبال هم میگشتن.ارتیس با یه پلاستیک خوراکی و لبخندی که انگار توسط زبده ترین نقاشای عالم طراحی شده به سمتش اومد.اومد جلو و به سمت گوشه ی خلوتی هدایتش کرد.
_خسته نباشی .خوب بود کلاست ؟
سورن بدون اینکه اخماشو باز کنه کنارش روی زمین ولو شد و به شونه ش تکیه داد.
_نپرس . گور بابای هر چی فیزیکِ اصلا.
من نخوام دیپلم بگیرم باید کی رو ببینم.
خندید .مثل همیشه . غیر اقا جونش تنها کسی بود که جواب بداخلاقیاشو با مهربونی میداد.
_اخرین باری که چک کردم داشتن دیپلم واسه رفتن به دانشگاه و خوندن رشته ی دندون پزشکی یک ضرورته.
نکنه میخوای بزنی زیر قولت.
گوشه ی لبشو کشید و جای خالی دندون نیشش رو نشون داد .یادت رفت که قراره اینو واسم درس کنی چون خودت به فناش دادی.
بالخره لبخندی رو لبهای قشنگش نشست و دل ارتیس رو روشن.
_لازم نیست . اینجوری بیشتر بهت میاد.
_باشه . هر چی تو بگی اصلا. اونی که باید بپسنده شمایی . من که حرفی ندارم.
از پلاستیک لیوان بستنی رو دراورد و دستش داد.
_کاکائویی تموم کرده بودن . فعلا اینو بخور بعدا واست از بیرون میگیرم.
_بی خیال من اگه شانس داشتم امریکا به دنیا می اومدم.
_متاسفم ولی خدا منو خیلی دوس داره اجازه نمیداد همچین اتفاقی بیفته جازه نمیداد اینقدر دور باشی که نبینمت . عاشقت نشم . نمیرم واست.

بستنی رو از دستش گرفت و شروع کرد خوردن
_باز شروع شد.
خل نشی یه وقت از این حجم از احساسات
_نه . حواسم هست.
یکم از بستنی رو تو دهنش گذاشت
_بخور بابا الان زنگ میخوره همش به پر حرفی گذشت.
نگاهی به دور ورش کرد.
نگاهای بقیه رو دوس نداشت.

نام رمان: ان روی سکه نویسنده: باران تعداد صفحات: 534



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *