اجتماعیرمان عاشقانه

دانلود رمان به من بگو بابا از جیدا وست PDF

دانلود رمان به من بگو بابا از جیدا وست با لینک مستقیم

خلاصه رمان به من بگو بابا

انتظار نداشتم شب تولد هجده سالگیم رو سرگردون زیر رگبار بارون بگذرونم، درحالی که هیچ جوره نمیتونم راه خونه ام رو پیدا کنم.توقع نداشتم توسط فوق العاده ترین مردی که تو عمرم دیدم از بدترین شب زندگیم نجات پیدا کنم.اسمش نیکه، و میگه میخواد از من مراقبت کنه. میگه میخواد مواظبم باشه.میگه دیگه لازم نیست تنها باشم.اون باهام مثل یه پرنسس رفتار می کنه.مثل دختر کوچولوی آسیب پذیر و شکننده ای که توی سرما پیداش کرده.ولی من دوستش دارم… یه جور خاص ازش خوشم میاد.تا حالا هیچ کسی رو اینجوری دوست نداشتم.و این واقعا عجیبه. اینکه انگار نمی تونم تصمیم بگیرم ما قراره با هم چجوری باشیم. برای هم چی باشیم؟!تا وقتی که اون حرفا رو بهم زد…

قسمت دیگری از رمان:

کفشهای کوفتی من واسه این هوا ساخته نشدن.آب سرد بین انگشت های پام نفوذ کرده و موهای خیسم از سرما مثل چوبخشک شده. به سختی میتونم توی این بارون چیزی رو ببینم.آخه تولد لعنتی من چرا باید توی ماه نوامبر باشه؟لعنت به من با این لباس انتخاب کردنم. من برای تا این موقع بیرون بودن برنامه ریزی نکرده بودم. چه تولد هجده سالگیم باشه یا هرچی. من فقط برای یه قهوه ی عصرونه توی یه روز ابری لباس پوشیدم. نه برای پرسه
زدن تو هوا ی طوفانی. یعنی ساپورت و یه تاپ لختی و روشم یه ژاکت کش بافت پشمی که بیشتر آب رو به خودش جذب می کشه به جای این که منو
خشک نگه داره.”کلی آن” این سناریوی احمقانه رو راه انداخت. همش تقصیر اونه. چون معتقد بود این اصلا یه جشن تولد واقعی حساب نمیشه؛ نه تا وقتی با رفتن به یه کلاب شبانه ی آبکی و مزخرف تو یکی از خیابون های فرعی برایتون به گند کشیده نشه.

نام رمان: به من بگو بابا نویسنده: جیدا وست تعداد صفحات: 475



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *