رمان عاشقانه

دانلود رمان دیکتاتور از پنلوپه اسکای PDF

دانلود رمان دیکتاتور از پنلوپه اسکای با لینک مستقیم

خلاصه رمان دیکتاتور

تنها دلیلی که هنوز زنده ام بچه ایه که داره درونم رشد میکنه.بچه ام زندگیمو نجات داد.و حالا من یه زندانی تو قلعه ی کیتوام. اون از دستم عصبانیه، طوری که هربار بهم نگاه میکنه، خشم وجودشو فرا میگیره. حالا که دشمنش محسوب میشم دیگه باهام نمیخوابه.ولی من دلم براش تنگ شده… و میدونم که اونم دلش برای من تنگ شده.من فقط بخاطر اینکه پدرمو نجات بدم با کیتو میخوابیدم، ولی حالا برام معنی دیگه ای داره. بهش اهمیت میدم، و میدونم که اونم به من اهمیت میده.یعنی من میتونم بخشش رو بدست بیارم؟ میتونم اعتمادشو بدست بیارم؟ولی حتی اگه بتونمم، اون در هرصورت بهم شلیک میکنه و منو میکشه..؟

قسمت دیگری از رمان:

سیانا:
مردها وسایلمو از خونه ام جمع کردند و به عمارت سه طبقه در توسکانی آوردند. تمام لباس هام و چیز هایی رو که فکر کرده بودند ضروریه برداشته
بودند.بهم حق انتخابی داده نشد.خونه ام بی سکنه باقی می موند. لندن بالاخره می فهمید من گم شدم و کیتو هنوزم زنده است. احتمالا تصور می کرد مرده ام مگر اینکه شایعات فرزندِ کیتو به گوشش میرسید.اینجوری خیالش راحت میشد که حالم خوبه.حداقل تا نه ماه دیگه.
اتاق خوابم شامل یک سرویس شخصی بود، یک نشیمن کوچک، و یک بالکن که به مناطق جلویی ملک کیتو اشراف داشت. اون صاحب هکتار ها زمین بود و پول زیادی بابت دیوار بلندی که دور تا دور خونه رو احاطه میکرد و پیچک های سبز روی سنگ آهکیاش بالا میرفتند پرداخته بود. هر کس دیگه ای
جای من بود فکر می کرد تو بهشته.ولی من میدونستم توی یه زندانم.کیتو سه روز بود که باهام حرف نزده بود. یا توی اتاق خوابش میموند یا خونه
رو به قصد کار ترک میکرد. عملا اون نمی تونست تا ابد ازم دوری کنه،

نام رمان: دیکتاتور نویسنده: پنلوپه اسکای تعداد صفحات: 605



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *