رمان عاشقانه

دانلود رمان امپراطوری پر گناه از مگان مارچ PDF

دانلود رمان امپراطوری پر گناه از مگان مارچ با لینک مستقیم

خلاصه رمان امپراطوری پرگناه

من چیزی که مال خودمه رو نگه میدارم و این شامل کایرا کیلگور هم میشه .دیگه نگه داشتنش بعنوان بدهی برام کافی نیس.صاحب بدنش بودن هم دیگه کافی نیس.من چیز بیشتری میخوام.اون میتونه مقاومت کنه ، اما من هرگز تسلیم نمیشم.هیچی مارو ازهم جدا نمیکنه.نه اون. نه دشمنای من. هیچکس.بدهی اون فقط در یک صورت پرداخت میشه: با قلبش.

قسمت دیگری از رمان:

درد در حالیکه بهوش اومدم برمن غلبه کرد . درماشین باز شد، و دستان نیرومندی از سقوطم جلوگیری کردن.
_حواسم بهت هس. چشماتو باز کن آتیش پاره من. چشماتو برای من باز کن. خدا لعنتش کنه، من الان تورو از دست نمیدم.اون صدا. بم. خشن . قبلا صدای یه شیطان بود اما دیگه نه. این صدای مردی بود که میدونستم به محض برگشتمون به نیواورلنز دیگه مال اون نیستم.پلکام از هم باز شد، و اون قسمت از سرم که به پنجره ماشین برخورد کرده بود، زق زق میکرد. سردرد عجیبی رو حس میکردم. موقعی که به چشمان تیرش نگاه کردم، ترسش تبدیل به راحتی خیال شد. آتش نگاهش قبلا منو میترسوند اما الان بهم حس قدرت میداد.
_مسیحا شکرت.
پیشونیشو به آرومی روی پیشونیم گذاشت و من دوباره عطر چوب مرکبات رو استشمام کردم.
_فکرکردی میتونی به این راحتی از دستم خلاص شی؟
کلماتی که گفتم خیلی ناواضح و ضعیف بود و اون اعتماد بنفس همیشگی رو نداشتم. سعی کردم بشینم ولی درد در قسمت راست بدنم افزایش پیدا کرد.
_لعنتی چقدر درد داره. چه اتفاقی افتاد؟
_مهم نیس تو خوب میشی. به جون خودم قسم میخورم که حالت خوب میشه.
جوری که اون قسم خورد، و با اون قاطعیتی که داشت، حرفاشو باور کردم.نگاهمو از صورتش گرفتم و به پیرهن خونی که تنم بود و شیشه هایی که همه جا ریخته بود دوختم.
_اُه لعنتی.

دست بزرگش چونمو گرفت و توجهمو به چشماش برگردوند، اما قبلش متوجه لکه های قرمزی روی لباسش شدم.
_اُه خدای من. ما نیاز به کمک داریم.
_ما حالمون خوب میشه. میفهمی؟ تو باید خودتو جمع و جور کنی . میتونی اینکارو بکنی؟

نام رمان: امپراطوری پر گناه نویسنده: مگان مارچ تعداد صفحات: 206



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *