رمان عاشقانه

دانلود رمان قمار باز از فاطمه ایزدی PDF

دانلود رمان قمارباز از فاطمه ایزدی با لینک مستقیم

خلاصه رمان قمارباز

امیر بهادر یه پسر خشن مغرور و  قمارباز و هفت خطه که هیچکس حریفش نیست و همه دخترا تو کفشن!آیلی یه دختر شر و شیطونه که ادمای امیربهادر روز عقدش می دزدنش و اون باید تقاص باباشو پس بده و…

قسمتی از زمان:

با افتادن نور روی پلک های بسته م چشمامو باز کردم .سرم کمی درد میکرد و نمیتونستم به راحتی چشمامو باز نگه دارم.
انگار که وزنه های سنگی رو به چشمام متصل کرده بودن که نمی تونستم پلک بزنم .نوری که از پنجره ی کنار تختم تابید مثل تیری زهرآلود توی
مردمک چشمام نشست .من کجا بودم؟چند دقیقه فکر کردم تا تونستم بفهمم کجام و چی شد!
من سرمست و شادان داشتم از آرایشگاه میومدم بیرون که یه ون مشکی جلو پام ترمز کرد .سرم رو بالا آوردم تا ببینم کیه که در ماشین باز شد و داخل
ماشین کشیده شدم .تا به خودم اومدم و خو استم چیزی بگم دستمال جلوی بینیم گرفته شد و بیهوش شدم.تنها چیزی که یادم میاد همینه .الانم که
اینجام توی یه اتاق دوازده متری با یه تخت و یه میز همین.نگاه به تخت تک نفره که روش دراز بودم،انداختم .روتختی ساده ی سورمه ای داشت و حدس زدم اینجا اتاق یه پسر باشه .هیچ تابلو یا چیزخاصی هم به در و دیوار نصب نشده بود .با یاد کامیار اخم هام درهم شد .وای خدای من !یعنی چند ساعته منو دزدیدن؟ کامیار الان چیکار می کنه؟مامان بابام !وای خدا .دستم رو به سرم گرفتم و شقیقه م رو فشار دادم .از هجوم این افکار تیر کشید.یعنی اتفاق بدتر از اینم میتونه بیفته که تو روز عقدت بدزدنت؟خدای من طفلی کامیار الان چه حالی داره؟یعنی کی منو دزدیده؟

نام رمان: قمارباز نویسنده: فاطمه ایزدی تعداد صفحات: 1367



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *