رمان عاشقانه

دانلود رمان هست های نیست از محرابه السادات قدیری PDF

دانلود رمان هست های نیست از محرابه السادات قدیری با لینک مستقیم

خلاصه رمان هست های نیست

پله ی برقی با حرکت ارومی اونو به سمت پایین می کشوند.به طرف جمعیت انبوهی که پشت شیشه ها منتظر از راه رسیدن مسافرهاشون بودن.بند کیف رو روی سر شونه اش کیپ کرد و با قدم بلندی از پله برقی فاصله گرفت.نگاهش بین جمعیت گشت هر چند خیلی مطمئن نبود کسی رو که دنبالشه پیدا کنه.دیدن تنها یک عکس از کسی که تا به حال از نزدیک ندیده بودش کار رو دشوار می کرد.به خصوص با استقبال گرمی که ایرانی ها از تیم والیبال کشورشون کرده بودن.دسته ی چمدون رو چسبیده و خواست راه بیفته و از جمعیت دور بشه کسی نام فامیلیش رو خوند.

جناب دیویس:

برگشت و دستی رو جلوی خودش دراز شده دید.مرد جوون ایستاده رو به روش همون مرد صاحب عکس بود.همون کسی که قرار بود تا هتل محل اقامتش همراهیش کنه.سلام مرد جوون رو با یک سلام خشک و رسمی جواب داد و پرسید:کربانی؟

مرد جوون همونطور که دست پبش می برد برای گرفتن چمدون خندید و فامیلیش رو اصلاح کرد:قربانی قربان.حالا برای شما سخته میتونین عبدالحمید صدام کنین.درخدمتم بفرمایین.

سعی کرد اسم کوچیک مرد رو به خاطر بسپاره هرچند که اسم کوچیکش از نام فامیلیش هم سخت تر بود. دوش به دوش هم راه افتادن.جمعیت رو پشت سر گذاشتن.با نشستن تو ماشین و کم شدن هیاهوی محیط عبد الحمید قبل از استارت زدن پرسید:هتل تشریف می برین یا می خواین کمی تو شهر بگردونمتون؟

فکر کرد میخواد شهر رو ببینه؟درحال بستن کمربند جواب منفی رو به انگلیسی داد و عبدالحمید استارت زد.

_اکی موافقم.گرد سفر از روتون برداشته بشه و استراحت کنین خیلی بهتره تا بخواین تو شهر به این شلوغی دور دور کنین.

نام رمان: هست های نیست نویسنده: محرابه السادات قدیری تعداد صفحات: 385



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *