رمان عاشقانه

دانلود رمان من از این شهر میرم از آذر یوسفی PDF

دانلود رمان من از این شهر میرم از آذر یوسفی با لینک مستقیم

خلاصه رمان من از این شهر میرم

قبل از تو، معنای زندگی کردن را نمی دانستم! گمان میکردم زندگی کردن یعنی نفس کشیدن و زنده ماندن! هرشب مردن و زنده ماندن! درد کشیدن و زنده ماندن! عاشق نبودن و زنده ماندن!وارد زندگی ام که شدی، قلبم تپید، دلم لرزید، عاشق شدیم و جهان فهمید.تو دلم را، روزهایم را، خانه ام را و حتی شهرم را گرم کردی.مردانه پای بچگی هایم ایستادی! کمرت از حجم درد هایم خم شد و ایستادی! شکستی و ایستادی!
از خاطرم بردی که روزی از این شهر رفته بودم تا دیگر عاشق نشوم. به من یاد دادی دوباره عاشق شوم. یاد دادی برای فرار از سختی ها، چمدان به دست نگیرم و از شهر و خاطراتم فرار نکنم. یاد دادی زنانه مرد باشم…

قسمتی از رمان:

مقابلِ شیشه های سرتاسری اتاق می ایستم و سیگار را بین لب هایم می گذارم. در جیب مانتویم دنبال فندک دوست داشتنی ام می گردم، اما پیدایش نمی کنم.نفس کلافه ام را بیرون می فرستم و قبل از آنکه به عقب برگردم و به سراغ کیفم بروم، دستی از پشت روی شکمم می نشیند. بوی عطر مخصوص و دیوانه کننده اش که در مشامم می پیچد، به یقین می رسم که اوست! از گرمای انگشتانش تمام تنم داغ می شود و خون به صورتم هجوم می آورد! من هنوز هم به این حجم از نزدیکی اش عادت نکرده ام!با روشن شدن فندک مقابل صورتم، افکارم را کنار می زنم و چشم های درشت شده ام را به دست مردانه اش که فندک را نگه داشته می دوزم.شتاب زده سیگار را از بین لب هایم بر می دارم و آب گلویم را فرو می دهم.

نام رمان: من از این شهر میرم نویسنده: آذر یوسفی تعداد صفحات: 2306



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *