رمان عاشقانه

دانلود رمان عقاب های آزاد از م-قربانپور PDF

دانلود رمان عقاب های ازاد از م-قربانپور با لینک مستقیم

خلاصه رمان عقاب های ازاد

این را در حالی می گفت که کمرش را خم کرده بود تا سبد شلغم را پایین بگذارد.لبخند گشاد فاتحانه ای بر لب داشت و به خودش می بالید و میروتاش که درتمام مدت کنار او و مشغول چیدن شلغم در مرتع بود سبد خود را نیز پایین اورد و خندید.

میروتاش:لعنت بهت دختر!تو واقعا سر اون سفیر مادر خراب رو کلاه گذاشتی؟!

میروتاش سرش را به نشانه تاسف تکان میداد ولی درواقع کیف کرده بود.او هم مثل مریدا عاشق حقه بازی و خلافکاری بود!

میروتاش:مامان اومده بود و چقدر به درایتت افتخار می کرد که تونستی اون سفیر رو قانع کنی!

بعد از خلاص شدن از شر سبد های سنگین محصول زمستانه هردو خسته و کثیف جلوی یکدیگر ایستاده بودند.مریدا با بی تفاوتی شانه بالا انداخت و درحالی که شاهد لبخند شرور میروتاش بود خود را توجیه کرد:

مریدا:اخه من چیکارکنم؟طرف از همون اول گارد گرفته بود نمیشد بهش حرف حالی کرد!

میروتاش که در این سرما بالا تنه ی ورزیده و درشتش برهنه بود و باد سردی موهای سیاه و بلندش را پراکنده می کرد دستانش را به کمرش زد و خودش را به طرفین مایل کرد تا کمی از خشکی و خستگی بدنش را برطرف کند.

میروتاش:تو عوضی ترین و… کثافت ترین… ملکه ای میشی که زیباندو به خودش دیده!

مریدا لبخند کجی زد و با بیخیالی شانه انداخت:اره باید ببینیم جایگاه کثیف ترین رئیس قبیله به کدوم از شما می رسه!

میروتاش خندید.بعد از چند لحظه وقفه دوباره سبدها را برداشتند و به راه افتادند.کارشان انجا تمام بود.باید به قبیله بر می گشتند.نزدیک غروب بود.سوز سرما بیشتر می شد که البته ان دو بی تفاوت بودند.سبدها را زیر بغل زده و به صفوف ابتدایی چادرهای بیشمار قیبله وارد می شدند…

 

نام رمان: عقاب های ازاد نویسنده: م-قربانپور تعداد صفحات: 880



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *