رمان عاشقانه

دانلود رمان پاییز ولگرد از الف کلانتری PDF

دانلود رمان پاییز ولگرد از الف-کلانتری با لینک مستقیم

خلاصه رمان پاییز ولگرد

سکوتی که جمع را به اضطراب انداخته بود، توسط اتابک شکسته شد:
_راضی به این وصلت نیستم، ختم کلام!
کار از هین کشیدن و سیلی کوبیدن به گونه و شرمندگیِ چشم مقابل چشم گذشت.شمسیه لب گزید.مهرآفاق سرخ شد از عناد و دشمنی این مرد
عاشور نفسی سنگین گرفت و لب روی هم فشرد.همه زل زده بودند به دهان مردی که از همان ابتدا، بد اخم و عنق، صدر مجلس نشسته بود و کلامی حرف نمیزد مگر به اجبار و قلبی ناراضی!
این روی اتابک برای همهشان شناس بود.حاج ابراهیم دانه های درشت تسبیح عقیقاش را همچنان با سرانگشت بازی میدهد.نگاهی مختصر و مفید سمت نوهاش که پیشانیاش به عرق نشسته و سر پایین انداخته، میاندازد و لحظهای سکوت میکند.احتمالِ نه شنیدن را میداد و باز پشت نوهاش در آمده بود.پهلوان که خود بانی این مجلس و خواستار وصل این دو خانواده بود، به نرمی و با مصلحت اندیشی، رو به اتابک لب از هم باز میکند:
_اگر حرفِ نوک زبونت قرار بود روی نه بچرخه، چرا مردم رو سبک کردی و خواستن شون رو اجابت؟
_پهلوون، غرض بی حرمتی نیست. یک کلام موندن پای حرفیه که همه شنفتن و جدی نگرفتن. راضی به این وصلت از همون صحبت و زمزمهی اولیه، نبودم و نیستم ولی مهمون از در خونهم رد نمی کنم.
چشم های آرامدخت عزادار شد و لبهایش لرزید. میدانست پدرش آدمِ تن به اجبار دادن و راضی به واسطه شدن دیگران،نیست اما تمام امیدش به حضور پهلوان بود. مردی که ریش گرو نمیگذاشت مگر وقتی رضایت قلبی داشته باشد.حرف ها تا نوک زبان همه می آمد و می رفت. بی حاصل خبر از کینه ی این مرد داشتند و باز پا پیش گذاشتند.عاشور هنوز همانطور دو زانو نشسته بود و سر بالا نمیآورد.همه او را میشناختند و اتابک بیشتر.تا قد کشید، زیر دست پدربزرگ و خالهاش تربیت شد حال که برومند شده و کارمند، چشم خیلیها به او بود اما دست روی دختری گذاشت که پدرِ او، با خودش هم قهر بود!

مهرآفاق روی مبل جابه جا شد و چادر را بیشتر جلوی لب و دهان کشید.خوش نداشت روی این مرد را ببیند اما عاشور سوای تمام برادرزادهها بود. تنها یادگارِ خواهرش و تنها خواهرزاده و عزیزکرده.
نگاه آرامدخت، با احتیاط و پنهانی کج شد سمت مردی که گل های قالی را می شمرد و لام تا کام حرف نمیزد. آب از لب و لوچه ی دهانِ دلاش، سرازیر شده بود وقتی شنید او بالاخره برای خواستناش پا پیش گذاشته و حالا، تهدید پدرش را بیشتر با گوشت و پوست و استخوانش لمس میکرد وقتی …

نام رمان: پاییز ولگرد نویسنده: الف-کلانتری تعداد صفحات: 1120



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *