رمان عاشقانه

دانلود رمان پارانویا از هانیه عبدی PDF با لینک مستقیم

دانلود رمان پارانویا از هانیه عبدی با لینک مستقیم

خلاصه رمان پارانویا

صدای تلق و تولوق کفش های پاشنه دارم سکوت ازار دهنده ی کریدور عریض و طویل روبرویم را میشکست.هرازگاهی هم صدای داد و فریاد یا خنده از داخل اتاقک هایی که در انجا بودند به گوش میخورد.پرونده های در دستم را سفت و محکم چسبیدم و بیشتر به خودم فشردم.پرستاری که همراهم بود کارتی مقابل تشعشعات قرمز رنگی که از کنج دیوار بیرون زده بود گرفت،در با صدای تیک ارامی باز شد،پرستار در را با دستش نگه داشت و گفت: انتهای اون در یه نگهبان هست،این یه تیکه رو خودتون برید و بعد در بزنید،نگهبان در براتون باز میکنه،فقط قبل از ورود دکتر گفتن ازتون بپرسم،اجسام تیزی همراهتون هست؟از قبیل چاقو،سوزن، … کاتر،خط کش فلزی حتی خودکار و مداد فقط یه خودکار خب اونو بندازید تو این سبد متعجب نگاهش کردم که گفت: این بخش،یه بخش عادی نیست اینجا بخش بیماران خاص و خطرناکه بهتره احتیاط کنید خودکار را داخل سبد انداختم که ادامه داد گوشواره،بند کفش،کیفتون،کمربند و نظیر این ها اگه همراهتونه بدید به نظرم دیگر داشتند اغراق میکردند ناچارا گوشواره هایم را در اوردم وداخل سبد انداختم،کالفه نگاهش کردم و گفتم: دیگه چیزی ندارم میتونم برم؟ با دست اشاره کرد که گفتم: ببخشید الان خودکارو از من گرفتید حرفاشو با چی بنویسم؟ پوزخند زد و گفت: اگر حرف زد میتونید با ضبط صوت حرفاشو ضبط کنید سر تکان دادم و داشتم میرفتم که دستم را گرفت و گفت: خانم پرتو مواظب باشید بعد از ان هم رفت. منگ و گیج نگاهش کردم و بعد از چند دقیقه به داخل رفتم. در رابطه با این بیمار بسیار شنیده بودم اما به نظرم به هر حال ادم بود.هروقت این را میگفتم صوفیا میگفت: ادمی که تونسته این همه رو قلع و قمع کنه ادم نیست از فکر به این که قرار است با چه کسی مالقات داشته باشم ترس جزئی به دلم مینشست اما حس …

نام رمان: پارانویا نویسنده: هانیه عبدی تعداد صفحات: 1249



خرید و دانلود فوری – 9500 تومان

نویسنده رمان هستید؟ اگر درخواست حذف رمان را دارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *