رمان عاشقانه

دانلود رمان رویای یک آرزوی کوچک از سوزان الیزابت فیلیپس PDF

دانلود رمان رویای یک ارزوی کوچک از سوزان الیزابت فیلیپس با لینک مستقیم

خلاصه رمان رویای یک ارزوی کوچک

آخرین شانس موفقیت »ریچل استون«، در مقابل سینما درایوین »غرور کارولینا«، به اتمام رسید.در یک جاده ی آسفالت و دو لاین کوهستان، که از گرمای بعد از ظهر ژوئن به صورت موجدار می درخشید ماشین قدیمی اش “چوی ایمپالا” آخرین خرناس مرگش را کشید. او به سختی توانست پیش از آنکه انبوهی از دود سیاهرنگ از زیر کاپوت ماشین شروع به بالا امدن کند و دیدش را تار کند، ماشین را مهار و آنرا به سمت حاشیه ی جاده ببرد.
ماشین او درست در زیر تابلوی ستاره ای شکل و زرد- بنفش سینما درایوین متوقف شد.این پایانی فاجعه بار، سخت و طاقت فرسا بود. دستهایش را بالای فرمان ماشین قرار داد و پیشانی اش را بر روی آنها گذاشت. تسلیم ناامیدی و یأسی شد که حدود سه سال، مانع از رشد او شده بود.اینجا، در این بزرگراه دو لاین، دقیقا در بیرون از نام طعنه آمیز سالویشن- کارولینای شمالی،او درنهایت به پایان جاده ی شخصی اش و به جهنم رسیده بود.

– مامانی؟
چشمانش را با نوک انگشت پاک و سرش را بلند کرد.
– من فکر کردم تو خوابیدی، عسلم.
– من خواب بودم اما اون صدای وحشتناک از خواب بیدارم کرد.
برگشت و به پسرش خیره شد؛ کسی که اخیرا پنجمین تولدش را جشن گرفته بود.پسرک در صندلی عقب و میان بسته ها و جعبه های کهنه که تمام دارایی آنها در جهان میشد، نشسته بود.درواقع، صندوق ایمپالا به خاطر اینکه سالها پیش شکسته شده و باز نمیشد، خالی بود.
گونه ی ادوارد، از سمتی که خوابیده بود، چروک شده و موهای خرمایی رنگ و روشنش سیخ شده بودند.نسبت به سنش کوچک بود و خیلی لاغر.هنوز به خاطر کشمکش با ذات الریه ای که زندگی اش را تهدید کرده بود، رنگ پریده به نظر میرسید.ریچل، با تمام وجود عاشق پسرش بود.

نام رمان: رویای یک ارزوی کوچک نویسنده: سوزان الیزابت فیلیپس تعداد صفحات: 476



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *