رمان عاشقانه

دانلود رمان صیغه ارباب از ونوس PDF

دانلود رمان صیغه ارباب از ونوس با لینک مستقیم

خلاصه رمان صیغه ارباب

ارباب مغرور و خشن عمارت آریان‌فر رادمهر ، یه پدر خوشگذرون و جوونه که برای پسر چهار سالش دنبال مادره، اون سراغ دخترای زیادی میره و رو هر کدوم یه عیبی میذاره تا وقتی که لادن رو می‌بینه و محرمش میکنه و …

قسمتی از رمان:

_این کیه ؟
_همونی که میخواستی
پوزخندی بهش زدم و گفتم: خوبه سلیقتو دوست دارم
_میدونم خوشت امده
_عصر می برمش صیغش میکنم باید بیاد عمارت
سر تکون داد و گفت: هرکاری میخوای بکن مال تو
خواست بره که گفتم: باکرست؟
نیش خندی زد و گفت: آره نگران نباش
سر تکون دادم و اونم رفت،نگاهی از سر تاپاش انداختم،بد نبود یعنی قابل تحمل بود !
با صدای سرد و خشک گفتم: بشین

با بدن لرزونی نشست روی صندلی تکی که رو به روم بود وگفتم: خوب به حرفایی که میزنم گوش کن .نگاهم کرد،نگاهش پر از ترس بود پوزخندی زدم و گفتم: عصرمی برمت صیغت میکنم،هرچند به این چیزا اعتقادی ندارم اما خب واسه محکم کاری باید یه مدتی رو باهام بگذرونی! نگران نباش پولت رو میدم بعد از فسخ صیغه،مهریه و هر کوفتی رو بهت میدم و فقط….انگشتم رو گرفتم جلوش و گفتم: بعد از فسخ صیغه ببینم دنبالمی بلایی به سرت میارم که اون سرش ناپیدا.ترس رو میشد تو صورتش حس کرد،زیادی نا بلد بود !دخترای دیگه ای که باهاشون بودم پرو تر از این حرفا بودن!
پوزخندی بهش زدم و بلند شدم و رفتم سمت اتاق و اون دختر رو به حال خودش رها کردم.می دونستم جرئت فرار کردن از این خونه رو نداره دراز کشیدم روی تخت که گوشیم زنگ خورد از جیب شلوارم درش اوردم و بدون نگاه کردن جواب دادم:بله؟

_شلام،بابایی
لبخندی روی لبم امد و گفتم:جانم بابا خوبی پسرم؟
_ملسی خوبم بابا؟
_جانم؟
_کی میای خونه دلم بلات تنگ شده
_میام پسر بابا،شب خونم تازشم واست یه مامانی میارم
_نه دوست ندارم مامانایی که میاری من رو اذیت میکنن
_خب حالا این یکی رو هم میارم ببینش شاید خوشت امد؟

نام رمان: صیغه ارباب نویسنده: ونوس تعداد صفحات: 736



دانلود رایگان

به این رمان امتیاز دهید
نویسنده رمان هستید؟ ثبت درخواست حذف رمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *